خط داستانی
یک منشی در یک شرکت انتشاراتی به نام بیریگیتا، رمانی مینویسد که بر اساس عشق پنهانیاش به رئیسش است. او این رمان را به صورت ناشناس به شرکت خود ارسال میکند و شرکت تصمیم به انتشار آن میگیرد. این کتاب موفق میشود. معشوقه شوهر بیریگیتا به نسخه خطی دست پیدا میکند و اعتراف میکند که *او* نویسنده این رمان است. داستان از متیاس تورسون.