خط داستانی
نیرمال ورما و کارونا به یکدیگر جذب میشوند، در حالی که نیرمال در آن قسمت از کشور در حال گردش است. آنها بسیار نزدیک میشوند، او قول میدهد که برگردد و حتی آدرسش را با او میگذارد اما او آن را گم میکند. هر دو بعد از ۵ سال ملاقات میکنند و پس از معرفیهای رسمی - ازدواج میکنند؛ و او به خانه او و برادر پزشکش و بابی، جانکی، نقل مکان میکند. به زودی پس از آن، نیرمال و بقیه خانواده متوجه میشوند که کارونا به طور مخفیانه از خانه خارج میشود و به مکان ناشناختهای میرود - وقتی با او روبرو میشوند - او از افشای هر چیزی خودداری میکند.