خط داستانی
یتیم جوانی به نام جانا آرزوی داشتن یک مادر را دارد. روزی، یک ماشین قدیمی در مقابل یتیمخانه توقف میکند و یک گوریل از آن پیاده میشود که جانا را برای فرزندخواندگی انتخاب میکند. به زودی مشخص میشود که آنها بیشتر از آنچه که در ابتدا فکر میکردند، نقاط مشترک دارند. وقتی که آنها شروع به تشکیل یک خانواده میکنند، تورد از مقامات محلی ظاهر میشود و تهدید میکند که جانا را به یتیمخانه برمیگرداند.