خط داستانی
براندت، یک صندوقدار متخلف، در تلاش برای دور کردن کارآگاهان از رد خود، در نقطه تنها پنهان شده و سیمهای تلفن هلن را قطع میکند تا او نتواند برای کمک تماس بگیرد. او هلن را میبندد و دهانش را میبندد و سوار قطار محدود میشود. پس از آزادی توسط کارآگاه شیرایدن، این دو نفر سوار یک خودرو بنزینی میشوند که در کنار ریل ایستاده و به دنبال قطار محدود میروند.