خط داستانی
سِنوبیا در روستای خود در پاناما، هنر را در همه چیز میدید. یک چتر شکسته را روی یک بطری بگذارید و سر یک مرد وحشی را دارید. یک چوب به اضافه یک لیوان پلاستیکی میشود یک پرنده. او خانه خود را به «موزه عتیقهجات همه گونهها» تبدیل کرد. تلفنها و رایانههای قدیمی در آنجا هست و کارتهایی که افکارش را روی آنها نوشته همه جا آویزان است. آخرین آرزوی او این بود: که همه چیز در موزهاش درست به همان شکلی که هست نگهداری شود.