خط داستانی
پسر مارتین ویکسنا، رئیس مزرعه جمعی، کلاوس از خدمت نظامی به خانه برمیگردد و در کولخوز زادگاهش کار را آغاز میکند اما نمیتواند همکارانش را درک کند، بنابراین به شهر میرود.
پسر مارتین ویکسنا، رئیس مزرعه جمعی، کلاوس از خدمت نظامی به خانه برمیگردد و در کولخوز زادگاهش کار را آغاز میکند اما نمیتواند همکارانش را درک کند، بنابراین به شهر میرود.