خط داستانی
مکانیک نیویورک رابرت ساندرز در شب تولدش توسط چاقوخوران روسی بیهوش می شود و به داخل فریزر صنعتی رستوران قفل می شود. این گروه بی رحم می خواهند او ۸ میلیون دلار را که از آن ها دزدی کرده است بازگرداند. تنها مشکل این است که رابرت هیچ ایده ای درباره صحبت های آن ها ندارد. با پایین آمدن دما و ترس فزونی می یابد، حقیقت شوکه کننده ای ظاهر می شود و رابرت برای زنده ماندن مبارزه می کند