خط داستانی
اشا در هشتمین کلاس است؛ دختر عادی با مادری از دست رفته، با پدر و خواهر کوچکش اولانا زندگی میکند. پدرش نقاش خودرو هست و با مشتریان عجیب رفتار میکند و اشا باید از خواهرش مراقبت کند. اشا دوست دارد رویاپردازی کند و تصور میکند که در داستانی افسانهای زندگی میکند و اطرافیانش شخصیتهای قصهاند. روزی که در رویاها گم شده و برای خواهرش در شب قصهای میگوید، آن را آنقدر روشن باور میکند که قصه زنده میشود و اشا به سیندرلا و اولانا به بندانگشتی تبدیل میشوند