خط داستانی
یک پسر طنابگرد کوچولو به نام اکسل در سیرک سقوط میکند، اما یک روانی شرقی پیکسی بدن او را به زندگی برمیگرداند. کارل که به ایجاد نظم ایدهآل در جهان علاقه دارد، جسد یک اورفان را به جای اکسل دفن میکند و جسم پسربچه را برای روسی خواندن و آموزش برای جاسوسی در خدمت ارتش آلمان تربیت میکند. اکسل به یک افسر اطلاعاتی آلمانی تبدیل میشود، حرفهای با بالاترین کلاس، و به زودی در روستای «بومی» خود تحت پوشش نوهٔ پلوژیا که recently فوت کرده است نمایان میشود.