خط داستانی
عموی آل به دخترخاله اش اسمی داستانی از درخت جادویی می گوید که بتواند نقاشی هایش را به زندگی بیاورد. نگهبان درخت، گری، با نقاشی های زنده، آرامشی به خانه پر از هیاهوی آل می دهد. کنجکاوی اسمی جایش را می گیرد و او زیبایی پشت تخیل او را کشف می کند.