لافیـنا
Lafina
جورگیس تنها پسر ثروتمندترین تسیلیا در دهکدهای کوهستانی است. اگرچه او به عنوان دامادِ مطلوبی محسوب میشود، تنها چشمانش به دروسو است که احساساتش را بازتاب میدهد. مانع عشقشان پدر جورگیس است؛ او بدهکار بیرحم است که مزارع دختر را مصادره کرده است. پس از درگیری پدر و پسر، پدر میمیرد. با این حال همه گمان میکنند که دروسو او را کشته است. دروسو از دهکده فرار میکند و در غارها و پرتگاهها پناه میگیرد، با جوانان راهزنانِ زارواس که به روشن شدن قاتل بورنوا کمک میکنند. قتل توسط ماریا؛ زن نجیبی که به جورگیس دل بسته بود، صورت گرفته و سپس توسط ژاندارمها دستگیر میشود. بنابراین حالا درروسو آزاد است تا با جورگیس ازدواج کند.