خط داستانی
روز نخست Gregg در کار جدیدش به طرز عجیبی آغاز می شود زیرا دفتر کارش با برگ های چسبانی پر شده است که همکار قبلی به جا گذاشته است. همکارانش نیز کاملاً عادی نیستند، در حال ایستادن و صحبت کردن به طور بی هدف یا حرافی کنار دستگاه قهوه می باشند. مردان بالغ در این دفتر گریه می کنند و وقتی Gregg سعی می کند کار خود را در دست بگیرد، با ماشین اسباب بازی که در دفتر می چرخد، با یک خراکن روبه رو می شود و سعی می کند فکس مهمی را بفرستد؛ اوضاع کم کم از بد به Worse می رود و در شب به این نتیجه می رسد که اینجا جایی عادی نیست و می تواند کشنده باشد