خط داستانی
رنسو کلازوس به مدت یک سال خبرنگار شناختهشدهای در بخش سیاسی روزنامه ال کامرسو بوده است. یک صبح، ویرایشگر وبسایت از او میخواهد که یک وبلاگ مخصوص جوانان را مدیریت کند و هر هفته درباره زندگی اجتماعی-عاطفی-جنسی خود بنویسد. کلازوس قبول میکند، با این باور که چیز مهمی برای گفتن ندارد: او هیچ شریک عاطفی ندارد؛ هنوز با مادرش زندگی میکند؛ در اوقات فراغت شعر میخواند، مینویسد، خودارضایی میکند و از این که نزدیکترین دوستانش ازدواج کردهاند خسته شده است. به طور غیرمنتظره، وبلاگ «دختر مورد نظر» موفق میشود و رنسو درباره معضلات عاشقانه کنایهآمیزش مینویسد و محبوبیت پیدا میکند. این شهرت او را به فردی خودخواهتر، متکبرتر و احمقتر تبدیل میکند که در نهایت روابطش را خراب میکند. او یک دختر پیدا میکند، اما او تصمیم میگیرد که رابطه را تمام کند و دنیای او دوباره فرو میریزد. با درک اینکه چه شده است، تصمیم میگیرد تغییر کند.