خط داستانی
در یک اجرای سولو هنرمندانه، داوید استراتون نامزد اسکار، جان کارسکی را در این داستان واقعی اما فراتر از ژانر در قالب قهرمان دگرباره جنگ جهانی دوم و شاهد هولوکاست به تصویر میکشد. پس از زنده ماندن از بمباران و اعتراف به تعهد به زیرزمینی لهستان، کارسکی خطر میکند تا گزارشهای شاهد عینی نخست از لهستان ویران شده را به جهان غرب و نهایتاً کاخ سفید برساند. او از زندان گشتاپو فراری میشود و با گریز از دربارهٔ ناامیدی محاصره شدگان ورشو و مواجهه با رفتار غیر انسانی اردوگاه مرگ، از لحاظ روانی و جسمی شکنجهها را تحمل میکند تا قد راست در تالار قدرت بایستد و حقیقت را بگوید.