خط داستانی
اهالی سِنـوَلد آنّا گولدِی در کارلِس گلاروس در سال ۱۷۶۵ آمد. بیست سال برای جُوویان جُسور و خدمتکار برای یوهان یاکوب تسویدی، پزشکی، کار میکرد. تسویدی او را به داشتن رهزه در نان و شیر یکی از دخترانش با کار شیطانی گزارش داد. گولدِی در ابتدا از دستگیری فرار کرد، اما مقامات کانتون گلاروس پاداش برای دستگیری او در روزنامه زوریخ در ۹ فوریه ۱۷۸۲ اعلام کردند. گولدِی دستگیر شد و تحت شکنجه اعتراف کرد که با ابلیس قرارداد بسته است، ابلیسی که در شکل سگی سیاه به او ظاهر شده بود. او پس از پایان شکنجه از اعتراف خود صرفنظر کرد اما به جرم «رنگپاشی» در سال ۱۷۸۲ به اعدام با قطع گردن محکوم شد. دعاوی رسمی این بود که «سمپاشی» بوده است نه جادوگری، هرچند قانون آن زمان برای سمپاشی غیرکشنده مجازات اعدام اعمال نمیکرد