خط داستانی
سردسته ای به نام لای هنیاگ که اخیراً با دوست دخترش قطع ارتباط کرده به بیجینگ می رود و سر راه با راننده و یک مسافر دیگر همسفر می شود. هنگامی که از خواب بیدار می شود، می بیند کامیون در جنگل متوقف است و راننده به یانزی تجاوز می کند. یانزی در بوته ها مخفی می شود و لای هنیاگ او را می بیند اما مخفیگاه او را فاش نمی کند. ترسیده به فرار می رود.