خط داستانی
تونی دوازده ساله، به طور بیرونی از جامعه کنار گذاشته می شود. او با مادرش ماری در خانه ای بی آب و علف کنار رودخانه زندگی می کند. پسر مزرعه دار بزرگی به نام هنس بیل به او زور می گوید زیرا دنبال گلد بی است. هربرت، الفی لال و کشیش از سوی او حمایت می شوند، اما هنگامی که تونی واقعاً طلا می یابد، وضعیتی بحرانی می شود.