خط داستانی
پس از مرگ پدرشان، هلن رائوپه ۱۸ ساله و خواهر کوچکترش آستا تحت سرپرستی اداره رفاه جوانان در برلین شرقی قرار میگیرند. هلن در شغلهای مختلفی مانند ماهیفروش، دستیار مد و راننده اتوبوس که توسط مقامات برایش تعیین شدهاند، به شدت شکست میخورد. این زن جوان تنها در خیالهایش واقعاً «ظهور» میکند، جایی که میتواند از زندگی کسلکننده و عادیاش فرار کند.