خط داستانی
یک بازیکن جوان چینی بازی گو به ژاپن میآید تا آموزش ببیند. او زبان ژاپنی صحبت نمیکند و در زندگی در آنجا دچار شرمندگی میشود. با افتادن سنگهای گو، به طور تصادفی با یک زن پیر ژاپنی که در خیابان سبزی میفروشد، آشنا میشود. آنها با یکدیگر آشنا میشوند. بازیکن جوان چینی، زن پیر به نام ایگاراشی و نوهاش شویچی سپس با هم زندگی میکنند.