خط داستانی
داستان ببری با قلبی ملایم که در عشق با دختری ساده و زیبا همراه است. او به هیولای نفرت انگیز اما عجیبا شگفتانگیز کششی دارد که با دادن کلیدی به او میفهمد که اگر آن را در زمان مشخصی پس ندهد، از غم میمیرد. او قادر به پس دادن کلید به موقع نیست اما روشن میشود که هیولا در عین حال زیباروی واقعی است. داستانی ساده از عشق تراژیک که به رویایی سوررئال از مرگ، شهوت و زیبایی تبدیل میشود.