خط داستانی
به دلیل ضعفش در برابر زنان و قمار، مالک زمین پیر ویلهلم استون ازدواجش را خراب کرده و پسر و دوستانش را از دست داده است. اما وقتی او میمیرد، پسرش نیلز از استرالیا به خانه برمیگردد تا املاک را به عهده بگیرد. اما این کار ساده نیست. وکلا پرونده ارث را به درازا میکشند و در ابتدا نیلز فقط اسب مسابقه ابراهیم را به ارث میبرد. نیلز مصمم است که در بزرگترین مسابقه سال در پیست مسابقه برنده شود و در اینجا است که پاول ریخاردت آهنگ معروف شلگر ابراهیم را برای اسبش میخواند. در نبرد برای به دست آوردن املاک خانوادگی، نیلز کمکهای شگفتانگیزی از همراه وفادارش، کارگر مزرعه نیکولاجسن دریافت میکند.