خط داستانی
ایوان پسری چهارنزدیک به پیکار با عموی خود جیمه را می بیند که برای فروش قطعات کارکرده اتومیبل می کوشد. هر دو رویاهای آینده بهتر دارند و پول هایشان را پسانداز میکنند تا به طور غیرقانونی به شیکاگو مهاجرت کنند. وقتی جیمه می فهمد برای عبور از مرز به پول بیشتری نیاز دارد تصمیم میگیرد پسر عمو را وارد جهان دزدی قطعات خودرو کند. ایوان به سرعت روش کار را یاد میگیرد و از بهترین دوستش افراین برای کمک دعوت میکند. بچهها به طور مشترک به کار میپردازند تا اینکه ایوان درمییابد نیّتهای عمویش برای سفر از زمان نخستین طرحشان تغییر کرده است