خط داستانی
لالو و چنتا همسایه و دوستان بسیار خوبی هستند. یک صبح، هر دو میمیرند و به جهنم میروند. اما یاندیوت اعلام میکند که اشتباهی رخ داده و آنها افرادی نیستند که او قصد داشت بکشد. او دستور میدهد که لالو و چنتا به زمین بازگردانده شوند، اما دومی درخواست میکند که به عنوان غرامت یک تور جهنم داشته باشند. به زودی دوستان خود را در زمین مییابند اما متوجه میشوند که ارواحشان به اشتباه عوض شده است. این موضوع منجر به یک سری سردرگمیها برای خودشان و نزدیکانشان میشود. در پایان، ارواحشان به خودشان بازمیگردد و شادی آنها بیپایان است، که این موضوع برای بقیه که نمیدانستند چرا اینقدر خوشحالند، جالب است.