Storyline
رونی بک پسری است که تنها آرزویش تبدیلشدن به یک کمدین حرفهای است اما به دلیل عدم موفقیت باید در آپارتمان مادربزرگش در خانه سالمندان زندگی مخفیانهای داشته باشد تا روز رو به آمدن شهرت را باور کند. روزی سرژ گراتزر، کارگردان خانه سالمندان، رونی را کشف میکند و به او در کار کمک میدهد. سرژ سپس تصمیم میگیرد در کارنامهٔ رونی نقشی ایفا کند و برای راهاندازی کمدین نوپا وجوهی به اختیال میکشد. با این حال موفقیت باز هم از رونی فرار میکند. در پایان سرژ تصمیم میگیرد شهوتهای پنهانی خود را بر صحنه برآورد که منجر به اختلاف میان این دو میشود. علیرغم آشتی، آنها هرگز دوباره با هم روی صحنه ظاهر نمیشوند. و هنگامی که اختلاس سرژ کشف میشود، باید با پلیس فرار کند و خانهٔ سالمندان بسته میشود. در پایان، رونی با ترغیب آقای کلاین، مردی عجیب که دوست دارد در بورس بازی کند، را قانع میکند تا با میلیونها پولی که کنار گذاشته، خانه را حفظ کند.