خط داستانی
تام ویتنی، که ارتباطات خوبی دارد اما به خاطر ضعفش در نوشیدن، اجتماعی بیخانمان است، به خاطر یک آسیب قدیمی فوتبال از خدمت نظام وظیفه معاف میشود، اما یک پلیس او را متقاعد میکند که هنوز میتواند در کارخانههای کشتیسازی کمک کند. او در کارخانهای که متعلق به مردی است که در روزهای خوشی به دخترش نامزد شده بود، شغلی میگیرد. سه پروپاگاندیست آلمانی سعی دارند اعتصابی را به راه بیندازند تا کار را به تأخیر بیندازند، و عمدتاً به خاطر تلاشهای تام، این طرح به شکست میانجامد و اعتصاب لغو میشود. با کار کردن، او دوباره به زندگی بازمیگردد و راهاندازی کشتی «آزادی» پیشبینی از تولد دوباره اوست.