خط داستانی
در یک سفر به نیویورک با همسرش، جیم اسکات یک شب برای یک ماجراجویی کوچک بیرون میرود و با یک خانم جوان که در حال گریه است، ملاقات میکند. تلاشهای او برای کمک به او منجر به دستگیری هر دو میشود و تعدادی از پیچیدگیهای خجالتآور که خوشبختی زناشویی جیم را تهدید میکند. مشخص میشود که کل این تجربه یک "توطئه" بوده است - تلاشی از سوی پسر جیم برای وادار کردن جیم به موافقت با ازدواجش با یک دختر گروه کر.