خط داستانی
پس از سالها گشت و گذار در خارج از کشور با "سیرک هلندی"، هندریک وان دالن به هلند بازمیگردد و امیدوار است که برادرش به او کمک مالی کند. از زمان مرگ همسرش، اوضاع برای هندریک از بد به بدتر رفته و او غم خود را در نوشیدنی غرق میکند. علاوه بر این، او به سیرکسوار دل باخته است که وانمود میکند او را دوست دارد اما با کشتیگیر شرکت رابطه دارد. با تشویق هندریک به نوشیدن، آنها امیدوارند که به داراییهای او دست یابند. دختر هندریک نقشههای آنها را میبیند و با کمک دلقک لوئیسوت سعی میکند تا نقشههایشان را خنثی کند.