جاسو!
Jä-soo!
مالک فروشگاه استانی، یاکوب استوبلی و همسرش فریدا منتظرند تا کریسمس را با دخترشان نلی جشن بگیرند. اما نلی نمیآید. او ترجیح میدهد در شهر و در کنار دوست پسر جدیدش آندره، یک "مرد بهتر" جشن بگیرد. استوبلیها که ناراحت شدهاند، تصمیم میگیرند فروشگاه خود را بفروشند و به زوریخ نقل مکان کنند. در حین کاوش در شهر پس از نقل مکان، این دو روستایی خود را در موقعیتهای پرتنش مختلفی مییابند. پدر استوبلی همچنین در معرض وسوسههای شهوانی قرار میگیرد زمانی که دوست پسر دخترش زنی را به دنبال او میفرستد تا از او پول بگیرد.