خط داستانی
دختر جاروالا، علیینا و آسیابان یالماری هورتیا عاشق یکدیگر هستند. پدر جاروالا با آسیابان به عنوان داماد موافق نیست، زیرا او میخواهد دخترش با فردی ثروتمند ازدواج کند. بیوه ثروتمند الیاس هورها به علیینا پیشنهاد ازدواج میدهد و او در نهایت موافقت میکند با مرد پیر ازدواج کند.