خط داستانی
سربازان هایاته و یاهجی به طور مخفیانه از قلعه محاصره شده خود فرار میکنند. هایاته معشوقهاش، کانو را پشت سر گذاشته است. در مسیر، هایاته زخمی میشود و توسط او ریو مراقبت میشود که به او عاشق میشود. اما وقتی هایاته به طور تصادفی پرستار او را میکشد، فرار میکند و او ریو به دنبالش میآید. در ادامه، رفیق هایاته، یاهجی، به او ریو عاشق میشود. کانو، معشوقهای که هایاته او را ترک کرده، او را مرده میداند و با سرباز دیگری به نام جورو تا درگیر میشود. وقتی جورو تا به ارتش مخالف میپیوندد، کانو را با خود میبرد. یک مجموعه دوگانه از مثلثهای عاشقانه شکل گرفته است، جایی که هر مرد و هر زن یکدیگر را دوست دارند و توسط دیگری دوست داشته میشوند. در نهایت تنها نبرد و فداکاری میتواند این پیچیدگی را باز کند.