عشق ممنوع
Musta rakkaus
مارجاتا در شرایط سختی در تامپره با پدر بیوهاش آرتو که کارگر کارخانه است زندگی میکند. مارجاتا با دانشجوی مهندسی، پاولی آشنا میشود که مشکلات روانی او به طور مداوم بدتر میشود و حسادت او به تهدیدی برای مارجاتا و دایره نزدیکانش تبدیل میشود.