خط داستانی
ماکابه به تازگی به شهر بزرگ نقل مکان کرده است پس از اینکه عمهاش که او را بزرگ کرده بود، فوت کرد. او شغفی به عنوان تایپیست پیدا میکند و به یک خانهی مسافر نشینی با سه زن دیگر نقل مکان میکند. در اوقات فراغت، او به یک ایستگاه رادیویی به نام زمان گوش میدهد؛ در روزهای یکشنبه، او دوست دارد با مترو سفر کند. سپس او با المپیکو، یک شمال شرقی مانند خودش، آشنا میشود که رویای تبدیل شدن به یک نماینده کنگره را دارد.