فیلو
Filou
مکس بیکار است. او با یک روسپی که آرزوی زندگی دیگری دارد و جِیری، پناهجوئی که جهان را تیره میپندارد، همخانه است. مکس مطمئن است روزی یک معامله پیدا میکند که او را پولدار کند.