خط داستانی
مسمو شارم یک پیرمرد است و عشق زندگی اش سال ها پیش درگذشته است. با وجود ثروتمند بودن و سلامتی نسبتاً خوب، او می یابد که زندگی بدون او دیگر قابل تحمل نیست. مصمم به پایان دادن به همه چیز، به گرن، پرستار خانگی که به نقض قوانین تمایل دارد، می رود و از او می پرسد اگر به ازای دریافت آپارتمانش او را بکشند. او پذیرا می شود و حالا سرگرمی این کمدی سیاه آغاز می شود. به نظر می رسد که پیرمرد فرزند دایی دارد که مصمم است با هر قیمتی این نقشه را خنثی کند. نبردی بزرگ بین هوش پرستار و قربانی آماده او و تصمیم هوشمندانه فرزند دایی او آغاز می شود.