باشگاه پسران مرده
The Dead Boys' Club
سال های دهه نود میلادی است. تابی که تازه از دانشگاه در ویسکانسین فارغ التحصیل شده به منهتن می آید تا تابستان را با پسر عمو بزرگ ترش پکارد بگذراند، مرد همجنس گرایی که معشوقش جان آر. به تازگی بر اثر ایدز مرده است. تابی ساکت است و جامعه همجنس گرای بازگو کننده اطرافش او را مضطرب می کند. پکارد به تابی جفت کفش جان آر می دهد؛ وقتی تابی آنها را می پوشد، تجربه های قدرتمندی از صحنه پیش از ایدز در دهه هفتاد دارد، گویی که در آنجا حاضر است. او همچنین شخصیتی متفاوت می یابد وقتی کفش ها را می پوشد، با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به مردان ابراز تمایل می کند. با پوشیدن کفش ها، تابی به یک بار می رود، با دیک ارتباط برقرار می کند و صبح در تخت دیک بیدار می شود. چگونه با آن رو به رو می شود؟ و کفش ها چه سرنوشتی پیدا می کنند؟