بدون شرم
Senza vergogna
دختربچهای با کمی فلج شدن سعی میکند نخستین رابطهٔ جنسی را تجربه کند. او مشتاق است اما بیدست و پابه است و دختران روستایی او را رد میکنند. او درمییابد تنها فرد محبتآمیز در زندگیاش مادر زیبا و مهربانش است.