ارثبُرْفُرْسْتِر
Der Erbförster
برای سالهای طولانی، اولریخ، جنگلبان وراثتی، و استاینباخ، مالک زمین، بهترین دوستان بودند. اما روزی این دوستی به آزمونی سخت کشانده میشود: به خاطر نیاز مالی، استاینباخ میخواهد جنگل را پاکسازی کند که اولریخ آن را بهرهبرداری بیرحمانه از طبیعت میداند و بنابراین مجوز پروژه را صادر نمیکند. برای هموار کردن راه طرحش، استاینباخ اطمینان میدهد که اولریخ بهعنوان جنگلبان از کار اخراج شود. زمانی که چند روز بعد سد ساختهشده توسط استاینباخ منفجر میشود و آبگرفتگی به کارگاه ارّهسازی استاینباخ آسیب میزند، به فوریت گمان به سمت اولریخ میچرخد. جنگلبان وراثتی طرد میشود، تهدید میشود و حتی از جان خود نیز میترسد.