دبیرستانی در نیمه شب
Midnight Exam
وقتی در بیراهه و بیمنظور افتاده است، سهرا، زنی جوان و نسبتاً بیاندیشه، قرار است با هابرت، روستایی ثروتسالار که از طریق آگهیهای نشریه شکارچی فرانسوی با او آشنا شده است، ازدواج کند. اما او با رولاند، کشاورز مجردی که عشق شدیدی به او پیدا میکند، آشنا میشود. رولاند که برای او هر کاری را انجام بدهد، تا آنجا پیش میرود که برای تامین زندگی خوب که او آرزویش را دارد بانکها را باجگیری میکند. هرچند سهرا به اشتباه اعتراف میکند که مبتلا به ایدس است، او ناامید نمیشود. سهرا میپذیرد با رولاند ازدواج کند، اما در شب عروسی از انجام «امتحان نیمهشب» سر باز میزند. او فرار میکند و با آنتوان، نویسندهای متأهل، روبهرو میشود که او را در صندوقچه زیر شیروانی خانهاش پنهان میکند، بدون اینکه همسرش از آن باخبر باشد.