دلها در آتش میسوزند
Hearts Ablaze
مالْوینی پس از فرار همسرش با مردی دیگر به یک صومعه پناه میبرد. بیست سال بعد، مالْوینی برای یافتن دخترش، والِریا، که به قتل متهم شده است، بازمیگردد. دوستِ عاشقِ او، ماریو، در واقع مرد را در دفاع از خود به ضرب گلوله زده بود، اما مقتول در حالِ درد، والِریا را مقصر دانست. ماریو، که در آغاز از شدت رویداد به دیوانگی میافتد، به مرور به اتفاقات اعتراف و توضیح میدهد. کشیش به پادشاه مداخله میکند، والِریا بیگناه شناخته شده و ماریو مورد عفو قرار میگیرد. فیلم با ازدواج کشیش با والِریا و ماریو به پایان میرسد."