خط داستانی
داستان در دوران پایان جنگ آرام و پس از آن روایت میشود و تمرکز بر میزوگوچی دارد که فرزند کشیش بودا است. وقتی پدرش میمیرد، به معبد شیشه طلایی در کیوتو فرستاده میشود. میزوگوچی از نظر ظاهری ناخوشایند است و به نوعی به معبد زیبا که آن را دوست دارد حسادت میکند.