خط داستانی
استیو لارکین، که به عنوان کودک دورانکو نیز شناخته میشود، به شهر رد موند که پر از دزدهای دام است، وارد میشود. صاحب کافه، اسمایلی، با استیو دوست میشود و او را در جریان فعالیتها قرار میدهد. استیو رهبر دزدها، فلیپ دوگان را عصبانی میکند وقتی که مزرعه قدیمی آتکینز را که supposedly haunted است، خریداری میکند. فلیپ و دستیارانش سعی میکنند از ثبت سند جلوگیری کنند، اما کودک دورانکو و معاون مارشال، تگ کارتر، در نبرد مسلحانه پیروز میشوند.