جان و شیاد
در یک جزیره کوچک دریای شمال، هیجانی وصفناپذیر موج میزند: یک زن میلیاردر با همراهی منشی پیرش آمده است. هیچکس نمیداند چرا این خانم در چنین جای دورافتادهای تعطیلات میگذراند. عجیب است که Ellinor—همان زن شهرنشین و باکلاس—در همه جا به تِعلیق میپردازد و به نظر میرسد توسط ساکنان جزیره بهشدت زیر ذرهبین است. اما همه چیز فقط یک بازی است! در واقع، منشی پیر میلیاردر است — نامش Jan Remmers است و سالها پیش از جزیره مادری خود خارج شده تا در خارج از کشور حرفهای بیابد. حالا برگشته، اما نمیخواهد هویت واقعیاش را فاش کند تا معلوم شود آیا جامعه به او گرم استقبال میکند یا نه، حتی بدون میلیونهایش. متأسفانه، Remmers درمییابد که هیچکس در خانه قدیمیاش منتظر او نیست: نامزد سابقش، Berta، با صیاد دریانورد یعنی Hinnerk ازدواج کرده و پسرش، Peter، مهندسی بسیار مستقل است. به خاطر پسرش بهطور خصوصی از پروژه بزرگ عمرانیای که Peter روی آن کار میکند پشتیبانی میکند و به این افتخار میکند.