چشمهای مِرملیون
Vermilion Eyes
شیفتهٔ секс و مرگ، مردی توسط تصاویر زنان زیبا و خشونتهای بیرحمانه تسخیر میشود. او به سوی جهانى وارد میشود که در ذهنش به مجموعهای از رویاهای جنسی و تصاویر حوادث فجیع و خودکشی و قتل تبدیل میشود. مانند پرندهای شکاری، به دنبال تصادفات کشنده و دیگر فاجعهها میرود و آنها را با دوربین فیلمبرداری ثبت میکند تا بارها و بارها تماشا کند. رویاهای او ترکیبی بههمریخته از تصاویر خشونتآمیز در کنار لطافت محبت است. با غلبهٔ چنین رویاهای ترسناک، به زودی قادر به تشخیص واقعیت از تخیل نیست. او سعی میکند از این افکار disturb آرامش خود را با عشق و درک ماهیت واقعی انسان دوری کند. اما حالت عاطفی او دچار اختلال میشود و به سمت خود-ویرانگری سوق پیدا میکند. اخلاقیات تنها تزیینی ادبی است و رویاها، حالا کابوسهای پیشگویانه، مژدهٔ نابودی کامل را میدهند.