شب در شهر
Night on the Town
در هتلی فرسوده برای مسافران موقتی، مردی که خواب راحتی ندارد در تخت میخوابد. او برای استفاده از دستشویی از راهرو می رود و در این میان سارق وارد اتاقش می شود. او به سمت خارج می رود و سارق پنجره را باز می فرستد تا به پایین خیابان می افتد. مرد از هتل بیرون می رود و به بار کثیفی می رسد، جایی که بیش از حد نوشیده و رویای لذت و مرگ را تجربه می کند. او روی زمین بار به هوشیار می آید و خودش را بیرون می کشد. آیا این پایان سفر اوست؟