خط داستانی
ریان و فریک سه فرزند به وجود آورده اند آنها خانواده ای پایدار و شاد دارند تا اینکه فرزند بزرگتر به نام جیلز که شانزده یا هفده سال دارد به والدین خود شک می کند و به جستجوی ریشه هایش در بلژیک می رود جو آرامش خانواده را برهم می زند فریک با گفتگو به مشکلات می اندیشد اما احساسات زیادی را در سینه نگه می دارد ریان نمی داند آیا می تواند خانواده را به تنهایی نگه دارد