شعارها
Slogans
اندِره به عنوان معلمی در روستای کوهستانی دورافتاده آلبانی آغاز میکند. کار اول او انتخاب یکی از دو شعار کمونیستی است. او نسخه کوتاهتر را برمیگزیند که توسط کلاسش مورد تحسین واقع میشود چون باید شعار را روی صخرههای سفیدکوبیشده روی تپه بسازند. اما این به معنای آن است که شعار بلندتر به دیانا، معلم فرانسوی که به او جذب میشود، میرسد. رئیس حزبی محلی از روی ظلم به یک بزدار بیگناه را که با او دوست شده، خشمگین میشود و تصمیم به انتقام میگیرد.