اوا
Eva
اوا بیوه ای است که از زندگی از کارش به عنوان معمار، از معشوق جوان تر و از فرزندان نوجوانش خسته است سرانجام به کار بازسازی سلول های یک زندان جدید گماشته می شود اما هرگاه اشتیاقش با این مسئولیت دوباره باز می گردد با موضع شبه فلسفی نگهبان زندان و بازدیدی غیر اجتماعی از پدرش مأیوس می شود در اقدامی ناامیدانه مقداری پول و سلاح می دزدد و قصد دارد از هر دو استفاده کند