شرق شرق است
ویکتوریا ویکرز، یک دختر کوچک ککنی از شرق لندن، یک ثروت عظیم از عمویش در آمریکا به ارث میبرد. او در نهایت در حال چیدن هویج در کنت توسط وکیلش که جستجو را رها کرده و به تعطیلات عکاسی رفته است، کشف میشود! شرایط ارث این است که او باید سه سال را صرف یادگیری رفتارهای یک خانم کند تا به طور کامل ارث را به دست آورد. 'ویکی' بهترین تلاشش را میکند، اما در جامعه بالا خوشحال نیست. در همین حال، دوست قدیمیاش برت از او وامی میگیرد تا 'خود را بهتر کند' و یک کسبوکار موفق ماهی و سیبزمینی سرخکرده راهاندازی میکند. او درسهای بیان میگیرد و لباسهای مردانه میخرد تا به امید دستیابی به او، خود را بهبود بخشد. اما ویکی که فکر میکند او اکنون که یک خانم خوب شده او را ترک کرده، به اندازه کافی تنها است تا پیشنهاد ازدواج از پسر ولخرج سرپرستش را بپذیرد و وقتی برت خبر نامزدی را در روزنامهها میخواند، لندن را ترک کرده و به کنت میرود جایی که آنها زمانی با هم خوشحال بودند.