خط داستانی
در چهارم فوریه سال شانزدهم دوره جنروکو، یاتوی اوئمون نو شیچی در حالی که منتظر نوبت خود برای سپوکو در اقامتگاه میزو نو است، به یادآوری میپردازد. زمانی که خبر حمله lord او، آسا نو ناگانوری، به کیرا یوشیناکا در کاخ به آکō رسید، اوئمون نو شیچی شانزده ساله بود. بزرگ خانواده، اوئیچی کُرانوسوکه، که مصمم به انتقام بود، متحدانی را جمعآوری کرد، اما پدر اوئمون نو شیچی، چوسوکه، به دلیل بیماری و سن کم، در این جمع قرار نگرفت. چوسوکه خودکشی کرد.