جَوَران و قُوّهِ سَبُزِ سیاه
The Robbers and the Black Swan
در پاییز سال ۱۹۴۹، همزمان با آزادی مسالمتآمیز شینژیاگ، ژنرال جیانگ، فرمانده استقرار کومیته در شینژیاگ، دید که اوضاع از دست رفته است. او بهطور پنهانی به معاون خود، Feng Ziqiao، دستور داد همسرشینا Gina و یک محموله گرانبها را برای خارج از کشور همراهی کنند. Gina با یک افسر روس سفید به نام Vasily ملاقات کرد و با او برای بهدزدی گنجها برای خودشان توطئه کرد. Feng Ziqiao فردی با نام Rexiti را بهعنوان راهنما استخدام کرد و قصد داشت گروه را بهگونهای با کاروان بازرگانی خارج از کشور بدل کند.